.. هر جا رو که نگاه میکنی از اون بچه ی سه چهار ساله که تو پارک داره تاب بازی میکنه گرفته تا اون پیرمردی که تو همون پارک نشسته و با عینک ته استکانیش وراندازت میکنه ..همه موجودات و پرندگان و خزندگان و ... حتی اگه پیششون نری و پای درد دلشون نشینی از یه چیز برات میگن و اون چیزی نیست جز خانواده!
وجود خانواده رو هر روز زیاد میبینیم.(جدا از خانواده ی خودمون) مثلا تو خیابون زن و مردی که با بچشون اومدن پیاده روی. یا زن و شوهر جوونی که تنهایی اومدن برای قدم زدن ولی نمیونم چرا یهو میریزن سر شوهره و با چند تا فحش آبدار سوار از اون ماشیناش میکنن!!
یا موقعی که جلو دکه ی روزنامه فروشی اسامی مجله ها رو دید میزنی انواع اسمهای خانواده پسند می بینی: پدر خانواده... کودک خانواده... خانواده ای برای تمام فصول... خانواده ی زرد!!
یا توی سینماها فیلمهای سینمایی با مضمون خانوادگی(و یا گاهاْ روم به دیوار گوشه ی خیابونها!) فیلمهای خانوادگی پخش میکنن. و تلویزیون هم که هر کانالی رو بزنی از آموزش خانه و خانه داری گرفته تا فیلم و سریالهایی که مخاطبشون خانوادهان. وحتی دعواهاشون هم خانوادگیه و دیگه نهایتا سر زن گرفتن و تشکیل خانوادس!
حتی تبلیغات.. حالا رادیو و مجله ایش فرقی نمیکنه:
"شامپو خانواده ی دکتر علفی!.. مخصوص موهای کم پشت ولی بلند!!"
"نوشابه خانواده ی جدید... همراه با گاز جدید!"
"بیاین سرزمین دراکولا.... همراه با محیطی شاد و مفرح و کاملا خانوادگی!"
"ــ قیافه ی من از همه بهتره!
ــ از کی تا حالا...؟؟
ــ از وقتی خانوادم برام موبایل خریدن!!"
یا اینکه بعضی رستورانها محیطهای خانوادگی رو از بقیه! جدا میکنن. حتما خانواده خیلی مهمه که هر کی میخواد زن بگیره بهش میگن برو با خانوادت بیا!
خلاصه که همه چیز از خانواده شروع میشه.ولی همیشه صرف وجود خانواده دلیل ایده آل بودن نیست.نمونه ش همه اون دزدا و معتادای بدبختی هستن که از اول بی خانواده نبودن.پس خانواده داریم تا خانواده..
و ای کاش موقعی که خودمون مسئولیت یک خانواده رو به عهده گرفتیم بدونیم که دیگه تماشاگر نیستیم و موقع عمل کردن رسیده و سختترین مسئولیت تو کل زندگیمون رو داریم و تو هر پست و مقامی که باشیم خانواده از همه چی مهم تر است.
پ.ن : به مناسبت نومزدنگ یکی از بروبچ!
.