تبليغاتX
بــادبادکبـــــــاز

این حسین کیست...

پنجشنبه بیست و هفتم دی 1386
 

دوباره به دقت از اول داستان رو گوش دادم.عین کسایی که بار اولشونه داستانو گوش میکنن. وقتی به فرات رسید  دلم تپید.

انگار یه حسی گفت:این بار هم گوش کن.شاید... شاید این دفعه قصه عوض بشه!

 ولی افسوس که دوباره...

         دوباره تکرار شد...

                                                      چه پر بلاست امروز...

لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 20:52 توسط بادبادکباز |

حافظا...

پنجشنبه بیستم دی 1386
 

شاعره ای گمنام میگه"ساقیا می*بده میخوایم شاهد*شیم/حالیا امتحانات در راه است!"

 

 

می: آبشنگولی.. قهوه.. نسکافه...کافی میکس...

شاهد: شاهد صبح شدن و خروپفهای آبجی کوچیکه!

لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 20:54 توسط بادبادکباز |

به کی سلام کنی؟..به من!

پنجشنبه ششم دی 1386
 

  • چند وقته حلقه ی دور سیاره "ساترن" م غُر شده!

قدیمی ترها میگن این حلقه ی زبون بسته کار یه جور خط کش رو واسه ساترنیا میکنه..حالا یه دو روز خط کشه نباشه بقیه ی باید...؟؟ اصلا همیشه این زحلی ها مورد ظلم و ستم باقی سیارات قرار گرفتند.حالا برخورد شهاب سنگا و آدم های فضایی بماند..

  • یادمه نسرین دو ماه پیش ازم پرسید که ..اِ؟؟ ساترنی هستی؟؟ اوهووم.(کله ای تکون داد و )گفت: آرام و متفکر...  گفتم آره..چه جورم! ازون مدل متفکرایی که موقع تفکر...حالا..
  • و...روزی مثل همه روزها...

لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 20:26 توسط بادبادکباز |