جایی برای بودن
این روزا که نیستی انگار همه چی هست..همه هستن و همه چی هم سر جاشه.قاب عکست بالای کتابخونه ست..دفتر خاطراتت هم هنوز همون جاست.جاسوئیچی پت..و اون تیکه پارچه سبز متبرک.حتی اون خودکار پارکر تمام نقره هم گوشه کشوم داره خاک می خوره.
انگار همه چیز بهونه ست واسه(حتی یه لحظه) فراموش نکردن تو!
آدم ازین همه نظم کفری میشه! همه چیز و همه کس سر جاشونن.چرا من نباید باشم؟
مامان امروز آش نذری داره.همش می خوام بلند شم ولی انگار یکی می کوبونتم زمین.یه هفته س که لیلی زیر تختم بود.ولی حالا اونم سر جاشه..
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 15:6 توسط بادبادکباز
